پیامبر ص کیست؟ چه کسی می داند؟

سلام- برای یک روزنامه: درکنار جشن ها و مراسمی که در ارتباط با ساگرد انقلاب برگزار می شود، چه مفاهیمی از موضوعات مرتبط با دهه فجر و انقلاب را باید در خانواده ها و جامعه گسترش داد؟
سلام- آنچه مهم است روح حاکم بر هر موضوع و مفهوم اصلی آن باید شناخته شود. مثلا اگر به پیامبرمان (علیه و آله السلام) توهین می شود چند نوع میتوان با آن برخورد کرد. ساده ترینش راهپیمایی و اعتراض و بیانیه است تا بگوییم این چه طرز برخورد با ارزشهای ما مسلمانان است. اما راهکارهایی بیشتر و جدی تر از این هم می تواند باشد تا شیطان و شاگردانش را به زانو در بیاورد. فهم ما باید پیامبر شناس بشود. این شخصیت بزرگ، انسا ن کامل، هدف خلقت، حضرت عقل، ضحای عالم، برای ما بهترین دوست و همنشین و همراه زندگی بشود. بشناسیمش و با او همراه شویم. در زمره «الذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم» قرار بگیریم. کفر ستیز و بیدار باشیم از یک سو و مهربان با خانواده و مردم و انسانهای عالم از سویی دیگر. «رحمه للعالمین» را بفهمیم تا در جریان کوثر رحم و رحمت و خیر و بزرگی قرار بگیریم.

در بسیاری از روایات جعلی و اسرائیلیات هر کدام از پیامبران، این برگزیدگان و خاصان خدا مورد بی مهری و بی حرمتی اند. هر عزیز خدا در هر زمینه ای که بهترین است در روایاتی دست ساز و دست به دست شده، متهم به بی فکری و بی توجهی و انواع خطا و اشتباه است. این ها نیاز به انقلاب دارد. سطح بینش هر کتاب و هر گوینده ای را میتوان از نوع برخوردش با پیامبران محک زد.
اگر فهم و معرفت دینی برای ما تبدیل به یک اولویت جهادی بشود، برای قیام در برابر نامردی ها و نسبت های ناروا، از همراهی با جعلیات مختلف اظهار برائت کرده و راه روشنی را در پیش میگیریم که علامه طباطبایی ها و امام خمینی ها در آن قرار داشتند و ادب اقتدا به زندگی رسولان و پاکان و شایستگان را یاد میگیریم. پیامبرانی که خداوند در آیات محکمات قرانش آنان را در زمره "اولئک الذین انعم الله علیهم" قرار میدهد.
روحیه انقلابی امام خمینی (ره) زیر بنایش فهم و معرفت دینی و کتابها و کلاسهای گران مایه ای است که انقلابی جهانی را رقم می زند. در زمانه ای که خیلی ها علمشان قد نمیداد و مراه نبودند تشکیک و ملامت می کردند، امام به راه خود ادامه میدهد و با همراه کردن دلهای زنده مردم، بر دهان مستکبران عالم می زند.
اگر نویسنده ای در کتابش هر اشتباهی را با برچسب ترک اولی به پیامبران نسبت دهد می گویند عالم است احترام دارد. نمی گویند که احترام یک شخصیت نسبتا علمی بالاتر است یا شخصیت های طراز اول عالم که خداوند آنها را رسول و نبی و مجتبی و مصطفی خوانده است. این ما هستیم گه با قرائت های سلیقه ای و کم سوادانه و ترجمه ای و نداشتن نگاه پژوهشی و روشمند آیات و روایات را اشتباه معنی میکنیم و مراقبت اینکه خودمان را دراین جایگاه اتهام زدن به بهترین های خدا قرار ندهیم، از دست می دهیم.
یک انقلابی فهیم داشته های قدیمی اش را باز نگری کرده و ایمان و اعتقاداتش را نو به نو تقویت می کند. نعمت هایش را باز بینی و بازیابی می کند و به استفاده های بالاترمی رساند «و اما بنعمت ربک فحدث».
دوری از قرآن، استفاده از ذخیره قصه ها و شنیده های عوامانه، دل خوش کردن به حقوق سر برج که در هر حال میرسد، تلاش برای جمع مال و زندگی کردن با ملاک های دنیایی بدون توجه به هدف از آمدن و دست پر بودن برای رفتن، پیامدش این خواهد بود: انقلاب اسلامی که نوع بینش و زندگی قهرمانان تازه ای را هر روز در عالم شکل میدهد، در کشور ما توسط خودمان به حراج گذاشته شود.
نشسته ایم و تماشا میکنیم تا با هر آمد و رفتی یکسری از ارزش هایی که خون پیامبران و امامان و پیروانشان برای به دست آوردن آن ریخته شده، مورد بی توجهی قرار بگیرند و از دست بروند. مانکن های پشت ویترین ها، آدمهایی که حیایشان را همراه با شلوارشان از دست داده اند، عروسک های باربی و تصاویر دیگر شخصیتهای هالیوودی که هنوز پشت ویترین ها هستند، فیلمها و تبلیغ های روز افزون و بی نظارتی که از علاقه های کوچه و خیابانی با رویکردی مثبت برای بچه هایمان حرف ها میزنند، شبکه های متعدد و متکثری که فرصت انواع تجربه زندگی و هنر و مهارت و ادب را از ما میگیرند و اولویت هایی که در تقابل با آیات از سنخ «لا اعبد ما تعبدون»علم می کنند، واقعیت های امروز و خطاهای فاحشی است که نبود سیستم های کنترلی و یک اقتدار قدرتمند فرهنگی و به فراموشی سپردن ارزشهای دینی توسط برخی بالا دستی ها عامل آن است. چطور میتوانیم پاسخگوی خون «نبیین و صدیقین و شهدا و صالحین» طول تاریخ و نوح و ابراهیم و عیسی و موسی و محمد (علی نبینا و آله و علیهم السلام) باشیم اگر این روند را به تماشا بنشینیم؟
 
سلیمان علیه السلام:
 می خندد از شنیدن حرفهای مورچه ای که میگوید سلیمان و جنودش شما را له نکنند در حالی که شعور و توجه ندارند! این ولی الهی است که به مورچه اجازه فهمیدن داد. به اذن ولی الهی است که توان سخن گفتن میابد و حال که اجازه پیدا کرده که اظهار نظر کند، آنوقت اینطور حرف میزند که : هم لایشعرون!
 
ماهی به اذن یونس سر از آب بیرون میکند و به اذن او فرود می آید، ماهی مامور اراده ولی الهی است تا او را چند ساعتی در ماموریتش پناه دهد و برای قومش فرصت استغفار و بازگشت بگیرد و موفق می شود که قومی با گستره صد هزار نفری را نجات دهد.آنوقت چه ها که نمیگوییم حال که اذن سخن گفتن یافته ایم.
پیامبری که می خواهند بکشندش، مانند برده ای گرفتار فرار می کند. میان جمعیت خود را وارد کشتی میکند، با اینکه ظاهرا نجات پیدا کرده نگران قومش است. دلسوزشان است، خداوند که به پیامبر آخرینش میگوید ولا تکن کصاحب الحوت، میتوانی بگویی مثل او نباشی ها... می توانی درست بخوانی، بگویی الهی نباشی مثل او که چه کشید، اذ نادی ربه و هو مکظوم، خدا را صدا می زد در حالی که دلسوخته و نگران بود، وقتی تند بادی میگیرد و کشتی به تلاطم می افتد، خودش پیشنهاد میکند که مرا به دریا بیندازید. به خواست ولی الهی ماهی دهان باز میکند و او را پناه میدهد تا باز دوباره فرصتی برای عبادت و تضرع بیاید. ماهی تحت فرمان ولی الهی است.
 
بگوید که : فظن ان لن نقدر علیه فنادی فی الظلمات ان لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین، فاستجبنا ...
 
می توانست بگوید من که مطمئنم خدا بر پیامبرش هرگر تنگ نخواهد گرفت، اما ادب داشت، فرمود گمان می کنم که هرگز خداوند بر من تنگ نخواهد گرفت ( میدانید که فظن ان لن نقدر علیه به این معنی نیست که : گمان کرد که ما بر او قادر نیستیم، این را که من کم دین و ایمان هم می فهمم چه رسد به نبی خدا) عبارت: "فقدر علیه رزقه" در جای دیگر قرآن داریم یعنی رزق را بر او تنگ بگیرد.
 
این حسن ظن ، این ادب و خشیت همراه می شود با اینکه هر اشکالی از من است هر تقصیری را به حساب من بگذار، لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین.
 
مبارکت باشد، قومت نجات یافتند، غم نداشته باش.. معلوم شد این مکظوم عصبانی نیست، غمگین است خیلی!          و کذلک ننجی المومنین! ایمان واقعی است که اینطور نجات میدهد.
 
و اما سلیمان علیه السلام:
 سخن مورچه باعث خنده سلیمان می شود.یادی میکند از جایگاه خود در برابر پدر و مادرش و دعا میکند که او در برابر ولی بالاترش اینگونه اظهار نظر نکند.
آیا آشنا کردن فرزندان با حوادث روزهای انقلاب و دهه فجر هم مهم است ؟ آیا میتواند در تربیت بچه ها کمک کننده باشد ؟
سلام بله حتما مهم است. اگر مدرسه ای بنا داشته باشد چند روز مهم از روزهای سال را برایش مراسم خوبی برگزار کند حتما یکی از آنها روزهای دهه فجر است. اینکه قرآن میفرماید «ذکرهم بایام الله» یادآوری روزهای خدایی و ایثارگری های مردم و معرفی خصوصیاتی از امام خمینی مثل علم و شجاعت و ایستادگی شان در برابر تکبر آمریکایی و توجه خاصشان به بچه ها و ارتباط زیادشان با قرآن و ادعیه بر هر شنونده ای تاثیر گذار است.
/ 1 نظر / 26 بازدید
شریعتمداری

این متن تکبیر داشت ماشاالله من اینطور فهمیدم که حضرت یونس از بس نگران بود اگر قومش دستشان به خون نبی آغشته شود، چه بلایی که سرشان نمی آید، از آنجا گریخت تا عذاب کشتن نبی منتفی شود! و اراده خدا بر این بود که اگر ایشان در نزد قوم نیستند، در جای دیگری نزد انسانهای دیگر هم نباشند و نهنگ مامور الهی شد تا ایشان را مدتی در خود نگه دارد. نبی به خاطر قومش در چنین سجن و زندانی قرار میگیرد، تسبیح می کند و بیرون می آید، با حال بیماری... از اثر نسبیح اوست که قوم او تنها قوم نجات یافته هستند. این نبی برای نجات قومش، خودش را مکظوم کرده بود... معلوم است که خدا به حضرت رسول می گوید چون صاحب الحوت نباش! معلوم است که خدا اراده ش بر این نیست که تک تک انبیائش اینطور شوند. همان یکی و شدت مهربانی اش برای قومش، کافی بود...خلق عظیم ابتدای سوره قلم، می خواهد حد زیاد مهربانی که یکبار یک نبی کرده و خدا دیگر نمیخواد یکی دیگر از "تافته های جدا بافته"اش دچارش شود را گوشزد می کند... سلام علیه و علی نبینا...