زور و خشونت یا حریم امن؟ اجازه داری بر خواسته هایت به هر شکل پافشاری کنی؟


إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَ لا تَتَّقُونَ (124)  إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صالِحٌ أَ لا تَتَّقُونَ (142)

إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَ لا تَتَّقُونَ (161)

 پیامبران بارها در حالت های مختلف پیام خود را رسانده اند اما از حال و هوای برادری با مردم خارج نشده اند
 
خداوند به پیامبر عزیز اسلام علیه و آله السلام میفرماید:
فَذَکِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَکِّرٌ(21) لَّسْتَ عَلَیْهِم بِمُصَیْطِرٍ(22)، سوره مبارکه غاشیه
پس تذکر ده، که تو فقط تذکر دهنده‏اى
تو بر آنان مسلط نیستى [که به قبول ایمان مجبورشان کنى،
 
وقتی برای پذیرش دین الهی و بندگی او، کسی اجازه سلطه و زورگویی ندارد
و تا جایی که فضای جامعه را آلوده نکند، مانع او نمی شوند،
چطور می توانیم برای خواسته های خودمان، حتی کودکی را به زور دنبال کاری بفرستیم؟
 
تنها مشکل ما این است که از خاطرات افراد آرام و بزرگوارکمتر شنیده ایم
اما رفتارهای آدم های کوته فکر و غیر صبور را زیاد دیدیم و شنیدیم.
 این مشکل را باید با در رفت و آمد با آدمهای بزرگوار و خدا ترس برطرف کرد.
 
مادری به فرزندی که داشت لباس عوض میکرد گفت: امروز اجازه نیست بری بیرون
فرزند لباس هایش را پوشید و راحت راهش را گرفت و رفت و گفت من میخوام برم بازی
مادر با همان آرامش قبلی کمی چهره در هم کشید و گفت:
معلومه هنوز اینقدر بزرگ نشدی که بفهمی اجازه مادر یعنی چه
ظاهرا بچه رفت بیرون و بازی کرد
اما روزهای بعدی و بعدی در راه است
اکر امروزش را خراب نکردی منتظر فرداهای روشن باش
بیش از اینکه" پررو نشود و فکر نکند هر کاری می تواند بکند" نیاز دارد که فکر کند
چقدر رفتارهای انسانی و بزرگوارانه وجود دارد
و او هم می تواند با دیگران اینگونه رفتار کند
مادر یاد گرفت که دفعات بعد، اگر خیلی موضوع بحرانی در بین نیست
به احترام خودش زودتر اجازه بدهد، تا بچه مجبور نشود کارهای بی اجازه بکند!
 
پدر بزرگ من وقتی پسرش که کودکی بود، عصبی شده و رفته بود توی کوچه و نمیامد به خانه شام بخورد
پیغام داد که بهش بگید بیا ببینم چقدر دوست داری که بهت پول بدم
فکر نکنید که برای همیشه این بچه باج گیر بار آمد
نه، ایشان یکی از خوش اخلاق ترین و با حوصله ترین آدمهایی شد که رفتارهای کریمانه دارند
- بسیاری از بچه ها همه مشکل و ناراحتی شان با یک خوراکی خریدن و غذای خوب خوردن یا خوابیدن -
وقتی یکی از دخترانش گریان میامد به خانه و میگفت شوهرم کتکم زده، به شما هم بد و بیراه گفته
میگفتند: نه شما اشتباه فکر میکنی، آقای فلانی اینجور نیستند، شما برگرد منزل بهشون هم سلام برسون، ایشون اینطور که شما گفتی نیستند! *:) happy 
__._,_.___
/ 0 نظر / 39 بازدید