ادامه : ساده تر و مرتب تر باشیم

 نظارتی برای آشپزی دارم و ... دو تا کار کاملا فکری را نمی توان همزمان انجام داد ولی دو تا کاری که چندان فکری نیست یا یک کاری که فکری است را همزمان با یک کار نیمه فکری می توان انجام داد. من دیدم افرادی را که برای حتی برنامه تلویزیونشان برنامه همزمان دارند مثلا اگر دوست دارند فلان سریال را در فلان ساعت روز ببینند از قبل برنامه دارند که همزمان با دیدن آن سریال سبزی و لوبیا و ... پاک کنند. و از صبح خرید مربوطه را انجام می دهند. مدیریت همزمان خیلی می تواند ما را جلو بیندازد."

من هم نکته های بعدی را اضافه میکنم:

- قسمتی از کتابخانه خود را به کتاب­های جدید مورد نیاز یا کتاب­هایی که لازم است دوباره خوانده شود اختصاص دهید و ترتیب کتاب­هایتان را نه تنها بر اساس قد و اندازه بلکه بر اساس ضرورت بیشتر یا کمتر به مراجعه قرار دهید.

8- با تهیه فهرست، می­توان پوشه­ای را برای بایگانی نوشته­ها و مطالب مختلف و پراکنده اختصاص داد و در ابتدای آن در برگه­ای، ترتیب موضوعات و مطالب را نوشت. می­توان لیست وسایل موجود در کمدهای بالای اتاق را تهیه کرد و به درب کمد پایین­تر چسباند.

باید توجه داشت که فراموش کردن مانند
از دست دادن است. اگر فراموش کنید که وسیله یا مطلبی را کجا گذاشته­اید، مانند این
است که آن را از دست داده باشید.

9- دفتر یا سر رسیدی که خودکاری به آن وصل شده را کنار تلفن قرار دهید و هر یادداشت، پیام، شماره تلفن، آدرس و برنامه روزانه­تان را در آن دفتر، پشت سر هم بنویسید. در این صورت قرارها و یادداشت های روزانه در کاغذهای پراکنده گم نمی­شوند. مایحتاج منزل را نیز هر بار در قسمت مشخصی بنویسید تا برای خرید بارها از منزل خارج نشوید و باز چند قلم از ملزومات را فراموش کنید. می توان به جای سررسید از پلاستیک بزرگی که پشت درب اتاق خود می زنید و یک ماژیک وایت برد آویزان کنار آن استفاده کرد.

10-قرار­های مهم را برای یادآوری در یادداشتی تصویری روی صفحه تلفن همراه خود قرار دهید یا به درب اتاق یا یخچال بزنید یا در کاغذ یادداشت­های باریکی برای هر روز جداگانه در کیف خود قرار دهید.

11-روزهایی از هفته را برای رفتن به کلاس­های مفید، نظافت، خرید، ورزش (پیاده روی، کوهنوردی، شنا و ...) و سرزدن به همسایگان و فامیل در نظر بگیرید و سعی کنید هم برنامه­های ثابت و هم متغیر داشته باشید.

12-هر چه وسایل بیشتری داشته باشیم، مشکل بیشتری برای سامان دادن به آنها خواهیم داشت. به همین صورت اگر اتاق فرزندانمان پر از اسباب بازی، لوازم تحریر و لباس­های تازه و کهنه باشد، نظم و ترتیب دهی به آنها مشکل خواهد بود. جمع آوری لباس­ها و وسایل غیر لازم و در اختیار گذاشتن بنا به ضرورت، راه حل مناسبتری است.

13- ما خودمان را گرفتار نوع چیدمان وسایل کرده ایم. برای همین خیلی زود همه چیز به هم میریزد و باید یکسره جمع و جور کنیم. دوستی می گفت کلی وقت میگذارم و روسری هایم را تا کرده و توی کمد روی هم میچینم اما وقتی که می خواهم چند تا را بیرون بکشم و انتخاب کنم همه به هم می ریزد و ساعتی از وقتم را دوباره باید اختصاص بدهم. در این مثال شما فورا درمیابید که اگر روی آویزهای مناسبی تمام روسریها آویزان شده بود امکان دیدن همه و انتخاب از بین آنها فراهم بود و هر بار یک روسری خارج میشد.

اگر شما بخواهید روتختی را روزی چند بار بردارید و بیندازید و صاف کنید وقتی از شما صرف می کند. اما میتوان پارچه یا لحاف پشم شیشه زیبایی را بعنوان ملافه ثابت تخت استفاده کرد و برای خوابید رو اندازی را روی خود بکشیم. وقتی که بیدار شدیم رو انداز را برداشته و داخل سبدی که زیر تخت گذاشته ایم قرار داده و منظره زیبای تخت را در طول روز شاهد باشیم.

با طرفندهایی از این قبیل خیلی از وسایل خود به خود ظاهر خوبی خواهند داشت و از قالبهای ذهنی قدیمی پیروی نکرده ایم!

شما چه پیشنهاد دیگری دارید؟ وقتی خداوند میفرماید" سیروا فی الارض" یکی از مزایایش این است که روش هایی از زندگی را در مکان های دیگر از دنیا می بینید که اصلا فکرش را هم نکرده بودید. شما از این تجربه ها دارید؟

/ 6 نظر / 17 بازدید
ابوالحسنی

سلام خوب راستش باید اعتراف کنم در تمام مدتی که داشتم این متن را می خوندم همش خندم می گرفت می دونید چرا؟!آخه احساس می کردم کسی که این متن رو نوشته یه دوربین مخفی تو اتاق من گذاشته و تمام ماوقع روزانه منو با وسایلام داره توصیف میکنه!!![متفکر] من تو اتاقم یک کتابخونه بزرگ دارم پر از کتاب های خونده شده و نخوانده.همه اونارم بر اساس موضوع طبقه بندی کردم اما همیشه وقتی یکی رو برمیدارم برا خوندن نصفه می مونه میدونید چرا؟!!!آخه بعد می ذارمش سرجاش و فراموش می کنم که داشتم اونو می خوندم!!!! این همون قالب های ذهنی قدیمییه که خانم ادیب نوشتن یعنی انگار هرچقدم تو کارامون دچار مشکل میشیم گاهی این قالبا انقدر محکمن که ناخوداگاه بازم اونارو تکرار می کنیم!!!! و اما در مورد تخت خواب؛ بچه که بودم مادربزرگ مرحومم گاهی اوقات ملافه تختمو می نداخت و من انگار اون شب زیباترین خواب زندگیمو می کردم!!!نخندین بهم آخه نمی دونید چه صاف و محکم می شد !!!!و من همیشه حاضر بودم سر این قضیه از مامانم کتک ا بخورم که چرا کارامو خودم انجام نمیدم تا مادربزرگ مهربون بازم بیاد اون ملحفه صاف و محکمو برام ترتیب بده درست مثل ملحفه های تخت هتلا!!!!دیدیدن چ

ابوالحسنی

چقد صافو محکمن و آدم از خوابیدن روشون چه حالی می کنه!!! و اما داستان روسری ها که سری دراز داره..... برای کتابای تو قفسه که همین الان این راهکار زیبارو انجام دادم اما در مورد ملحفه خداوکیلی هیچ لذتی بالاتر از خوابیدن رو یه ملحفه صاف و سفیدو محکم نیست اما خدا رحمت کنه مامان بزرگو.......باید روش فکر کرد و اما در مورد کمد لباسا و کفشا یه قفسه بندی هایی چند وقته اومده که میشه آویزونشون کرد به در کمد یا داخل آن که از اون میشه برای جای کیف و کفش استفاده کرد یا حتی برخی لوازم شخصی. حسنش اینه که جداگانه و طبقه بندی شدس این آویزاییهم که خانم ادیب گفتن که خدا خیرشون بده اما اون آویزایی که تاشو هم هستن و میشه حتی تو ماشین برا کت و شلوار آقایون به صندلی حتی وصل کرد که دیگه معرکس میشه تو چمدونم گذاشت برد مسافرت ظاهرا که خیلی افاضه نظر کردم ببخشید موفق و موید باشید التماس دعا

یک خانم

خانم ها مشکل شون این نیست که وقت کم دارند برای انجام تمام کارهاشون. خانم ها مشکل شون اینه که درگیر جزئیات اند. حتی اگر از جزئیاتی مثل روتختی بتونن سریع بگذرن اما درگیر جزئیات دیگه ای میشن. جامعه ی فعلی ما حتی مذهبی هاش، بعضا بدتر، درگیر تکلف اند. وقت خالی اگر پیدا کنند دوباره با کار غیرمفیدی هدرش می دهند. مثلا وقت بیشتری برای خرید می گذارند. خریدهای غیرضروری و صرف ظاهر سازی خودشان و منزل. خانم ها باید یک "جهان بینی" دقیق در مورد نقش شان پیدا کنند. نیاز به توصیه هایی کلان تر هست.

روزگار

سلام میگم خانم ابوالحسنی خب میتونید کتاب رو سر جاش نگذارید تا تمومش کنید .من وقتی دارم کتاب یا جزواه ای میخونم تا تموم نکردم سر جاش نمیذارم و همیشه جلوی چشمه تا تمومش کنم.

شکوهی

جالب بود من را یاد روتختی اول ازدواجم انداخت من اول ازدواج یک روتختی داشتم که ساتن گلدار بود هیچ پشم شیشه و لایی چسب و ... نداشت فقط یک ساتن گلدار قشنگ بود اما شب اول که آن را به عادت همه رونختیها گذاشتیم پایین تخت و خوابیدیم فردا دیدیم چروک چروکه من هم اتو کردم چون کلا از چروک بدم می آد دوباره فردا شب همین داستان بود بعد دو شب جمعش می کردیم و خیلی عزیز می گذاشتیم یک جایی که چروک نشه و صبح می انداختیم روی تخت فکر کنم شب پنجم بود یا ششم که تصمیم گرفتم به این پروژه برای همیشه خاتمه دهم روتختی را جمع کردم و گذاشتم در جعبه اش و بعد از چند وقت هم از خانه خارجش کردم

هاشمی

سلام ...یک سال بعد [چشمک] من فکر می کنم یک برنامه ریزی مکتوب می تونه به کارهای ما سر و سامون بده ..البته به شرط انعطاف پذیری ..یعنی در شرایط خاص قابل تغییر باشه ..اونوقت مشکل کتاب های نیمه کاره هم حل می شه ... اونوقت کارهایی مثل خیاطی و بافتنی و ...هم می ماند برای اوقات استراحت و یا تلفن و ...و ذکر و فکر و قرآن هم برای مسیر های بین راه