چرا همسرم سختگیری میکند؟ مشکل را باید از ریشه حل کرد

     بعضی سال به سال سالمتر می شوند و بعضی ضعیف تر و بیمارتر.

 بعضی ماه به ماه خوشبخت تر می شوند و بعضی بدخت تر و بدخلق تر.

 بعضی روز به روز شاداب تر می شوند و بعضی افسرده ترو بدحال تر.

بعضی لحظه به لحظه در بندگی خدا به فلاح نزدیکتر میشوند و بعضی ثانیه به ثانیه در زیانکاری بیشتر فرو می روند.

هر کس برای زندگی اش قانونهایی دارد..

اما هر زندگی با هر قانونی به ثمر نرسیده است..

هر کسی ممکن است با قوانین خلقت و رضایت خداوند همراه باشد یا در خلاف مسیر حق حرکت کند...

و چه کسی از خدا و عالمان به دین حق میپرسد در مورد اجازه هایی که دارد یا ندارد.

در مورد خودش و در مورد دیگران.

قرار است مردان با قیام خود تنش ها و تزلزل ها را دور ساخته و قوام خانواده باشند: رشد آفرین، امنیت بخش و قابل تکیه.

و زنان قانت بشوند: رو به سوی رشد و معرفت خدا داشته و خیر و هدایت را از او بخواهند نه از مادیات و تجملات. (بر اساس سوره نسا’)

کسی پیدا میشود که بخواهد بیشتر بداند و درست تر زندگی کند؟

 کسی پیدا می شود که باور کند راه های نیکبختی و تیره روزی با هم فرق می کند؟

وباور کند که شادی ثمره آزادی مهربانی است؟

همه می خواهند دیگران دوستشان داشته باشند و آنها با او و برای او بمانند

اما کسی می داند که باید "رهایش کنی تا به دستش آوری؟" چون خدا انسان را آزاد آفریده است و شادی در احساس آزادی و انتخاب است؟

همه می خواهند خیلی زود به نتایج دلخواهشان برسند.

"اما کسی می داند که " اگر میخواهی زود به نتیجه برسی باید آرام حرکت کنی؟

همه میخواهند همسرشان بهترین و داناترین باشد.

اما کسی می داند که: "عقل انسان در تجربه های علمی و رفت و آمدهای مفید اجتماعی و امکان انتخاب داشتن ها و امکان و فرصت برای درست ها و خطاها رشد "می کند؟

فاسئلوا اهل الذکر.

که دانایان هم دانند هم پرسند.

نادانان نه دانند و نه پرسند.

فرصت ها به زودی فرصت ها تمام می شود.

و عاقبت به خیری در خیر بودن امروز ما است..

اندیشه و رفتار ما امروز د رکدام مسیر است؟

فاما من اعطی و اتقی و صدق بالحسنی فسنیسره للیسری

و اما من بخل و استغنی و کذب بالحسنی فسنیسره للعسری

سوره مبارکه لیل

 

سلام خانم ادیب عزیز

ایمیل رو برای همسرم فرستادم وسعی کردم تو این چند روز اصلا از اینکه کلاس نمیرم ابراز ناراحتی و بی حوصلگی نکنم یه سری سی دی سخنرانی از خواهرم گرفته بودم همراه با کارام اونا رو گوش می دادم و صدای کلاس تدبر در بیت و ساختار وجودی رو هم گرفته بودم و برای خودم تو روزا و ساعت های مشخص گوش می کردم.

 دیروز تصمیم گرفتم مثل پارسال که سالگرد ازدواج حضرت علی و حضرت زهرا رو جشن گرفتیم یه جشن کوچیک بگیرم. یه سفره ی سفید پهن کردم و شمعدونای عقدمون رو گذاشتم دو طرفش. دو تا سیب سرخ رو تو کاسه ی سفالی آبی پر از آب انداختم. انار دون کردم و باز تو کاسه های کوچیک سفال آبی ریختم. سالاد رو با گوجه فرنگی هایی که قالب قلب زده بودم تزیین کردم. دو تا شمع قلب کوچیک قرمز هم گذاشتم سر سفره. شام هم پیتزا درست کردم و روش رو با سس قرمز قلب کشیدم. سفره رو هم پر کردم از قلبای کوچیک مقوایی.

 یخ اناری درست کردم. یعنی دونه های انار رو ریختم تو قالب یخ و توش آب ریختم وقتی یخ زد ریختم تو ظرف شیشه ای و روش از این چتر تزیینی ها گذاشتم. خلاصه هر چی تو یخچال داشتیم و میشد تزیین کرد گذاشتم سر سفره. بعد هم لباسی که تو عقدمون پوشیده بودم رو پوشیدم. وقتی آیفون رو زد برقا رو خاموش کردم و شمع ها رو روشن کردم در رو که باز کرد شوکه شده بود...یه عالمه از سفره عکس گرفت .

 

.اومدن دوباره به کلاس ها هم کادویی بود که به من داد. امروز خیلی از حضور دوباره تو مدرسه خوشحال بودم خیلی.

 می دونم همش رو مدیون نگاه های بانو حضرت زهرام...

متشکرم 

چقدر راحت زندگی را می شود تلخ کرد و چقدر: خوب و شیرین.

خوشبختی گوارایتان 

/ 5 نظر / 32 بازدید
مریم خوش اخلاق

سلام بر روندگان راه بندگی بسیار عالی بود متنی که گذاشتید شاید باور نکنید ولی با خوندنش بی اختیار اشکهام سرازیر شد به خاطر بلوغ و رشد همچین زنان دلاوری که برای قوام ساختن مردانشان بدون هیچ چشمداشتی از خود میگذرند خدارا شکر و اما دلیل دیگر گریه ام برای خودم بود که قدر همسر مهربانم را نمیدانم قدر این همه نعمتی که اطرافم هست را نمیدانم شاید اینقدر قدر نعمتم که فراموش میکنم میشد همسر من هم بد خلقی کند اما خدا گواه است در این دو سال زندگی جز محبت چیزی از ایشان ندیدم از همین جا به خاطر همه نعمتهایم و همسر فداکارم که در راه رشد من از خیلی چیزهای خود گذشتند و میگذرند خدا را شکر میکنم

هم مدرسه ای

سلام. از همان اول میشد حدس زد که دلیل ممانعت همسر چیزی دیگر و مشکل در جای دیگری است. یعنی نیازی به نامه نگاری ها نبوده. نیاز به توجهی ویژه و محبتی ابراز شدنی به همسر بوده است که به بهانه آن مناسبت تقویمی اتفاق افتاده. این نیاز هم چیزی نیست که یک بار در ماه یا سال و مناسبتی اتفاق بیفتد و کافی باشد. باید همیشگی ابرازش دیده شود. زن و لطیف بودن یعنی همین اصلا.

هم مدرسه ای

ضمنا محبت چیزی حس کردنی، ابراز شدنی، فهمیدنی و فراتر از گل و شمع و شام ویژه است. یعنی اینها جزو لزومات همسری نیستند! هرچند هرازمدتی خوب اند. این نکته خیلی مهمه. چون وقتی خانوم ها میخوان خانومیت شون رو نشون بدن، فکر می کنند چنین امکانات پر دردسر و وقت گیری رو حتما باید فراهم کنند که ماهی یکبار شاید بیشتر نتونند. خواستم بگم ابراز کلامی، انتقال حس با چشم، شادی آفرینی با اخلاق ثابت خوب داشتن، شرط لازم و کافی است.

همراه

خیلی تاثیر گذار بود. چند بار خوندمش.ممنون که از تجربیاتتون مینویسید.عالی بود[لبخند]

مامان دو بچه شیعه

به به از این همه خلاقیتِ همه جانبه...