حفظ بندگی تا لحظه آخر

و باز ما دچار تعارض ها و وسوسه ها و کندی ها شدیم

معلوممان شد که این تنها شیطان نیست که همواره منتظر یک جای پاست

این ها خلأ های درونی خودمان است که باید یکی یکی شناخته و برطرف شوند

خودمان را با همه توانایی ها و کاستی ها به خدا می سپاریم

با هر کم و زیاد و سختی و مرارتی بود

شاید هیچ کار نکردیم

خوب قرآن نخواندیم، خیلی از کلاسها را نرفتیم، چندان افطاری ندادیم، اتاق و زندگی مان مرتب و عالی نبود، زیاد خوابیدیم

اما نفس در بندگی کشیدیم و روزه گرفتیم و خدا جبار است

فهمیدیم بعضی وقت ها شاید لازم باشد هیچ کاری نکنی اما یک واجب خدا را نگذاری که از دست برود

کارها و خواسته های ظاهرا مهمت را کم و زیاد کنی تا بتوانی بنده خدا بمانی.

چون هیچ کاری به این اندازه مهم نیست.

/ 7 نظر / 21 بازدید
مریم کاظم لو

سلام خواهر خوبم متنتون خیلی زیبا بود من خودم به شخصه وجدان درد داشتم که به خاطر کثرت کارهام خیلی به عبادت نرسیدم ولی با متن شما امیدوار شدم . ممنون از شما که همیشه مثل نسیم صبحگاهی دلنواز هستین.

خانزاده

سلام گرچه هنوز در تعارض تعارضهاي دروني پست قبل مانده ام ؛ اما اين جمله‌تان بسي آرامش‌بخش بود : "فهمیدیم بعضی وقت ها شاید لازم باشد ... کارها و خواسته های ظاهرا مهمت را کم و زیاد کنی تا بتوانی بنده خدا بمانی. چون هیچ کاری به این اندازه مهم نیست." مي‌خواهم بنده خدا بمانم با همه نقصها و ضعفهايم و مهم همين است... ممنون پيشاپيش عيدتان هم مبارك بنده خوب خدا [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

ادیب

سلام و تشکر موفق باشید یعنی بنده خوب خدا باشید و باشم انشا الله

برده ولی آزاد

تقدیم شما از هرآنچه خوبیست[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] امید که فردایی نو بسازید از گذشته ای که گذشته است [گل]

هاجر

سلام. عيدتون مباااارك[گل] ما كه درهاي بهشت رو باز مي ذاريم، نمي دونم از كدوم طرف باد مي زنه بسته مي شه![چشمک][نیشخند]

خاله نرگس

سلام عيدتان مبارك اون وقت ها كه جوان بوديم وسرمان داغ بود مي گفتيم خدايا مرگ ما را روز اخر ماه رمضان قرار بده تازه با لب تشنه سر افطار كه شايد از اون عالم يك جرعه اب خنك از حوض كوثر تو گلومون بريزند، جواني كجايي كه يادت بخير امروز ممي دونم جرات اين دعا را داريم يانه؟ [پلک] عيدتان مبارك يك كم دير شد اما هنوز هم عطر رمضان هست پس عيد هم هست [گل]

زهرا

التماس دعا