جا نمانیم

سلام دوستان خوبم.

زمان امام حسین علیه السلام بود یک عده نزدیک بودند و خبر شدند.

یک عده دور بودند اما مرتبا پیگیر و مرتبط و در راستای برنامه ها.

اما یک عده هم دور ماندنده بودند و سر موقع خبر نشدند.

زمان جنگ که بود بعضی ها می ماندند در جبهه ها

هیچ خبری از عملیات نبود اما می ماندند و پیاز پوست میگرفتند و ورزش میکردند و نماز شب می خواندند و می نشستند و بلند می شدند، اما بودند.

هم حاضر بودند هم هر روز در حال تمرین و تقویت.

برای همین یک شب خبرشان میکردند که بی سر و صدا راه بیفتید امشب شب عروسی و نوبت عملیات و شهادت است.

باشیم در صحنه حتی با یک کلاس

آنهم نه یک کلاس تفریحی برای صرف ماندن.

یک کلاس تقویتی دارای سیر، برای فقیه در دین و قرآن شدن.

گردان های مدرسه و اعضای اصلی شکل گیری برنامه های اساسی را از میان شناخته شده های حاضر و باحوصله انتخاب می کند. چون همه معارف از دل همین پایداری و حوصله بیرون می آید.

ماندن پای بحث بهترین و عمیق ترین یا بر فرض، همین معمولی ترین! استاد است که راه را باز می کند. با این اعتقاد که کلاس قرآن دست صاحب کلاس است و رزق ما را کسی دیگر می فرستد و عبور از همین گردنه است که خبرهای خوب بعدی را به دنبال دارد.

همه خبر ها را به همه نمی فرستند چون نمی خواهند که بفرستند.

این محتوای پاسخ صریح آقای رجب علی بود وقتی که پرسیدم چرا به همه خبر نمیدهید که بیایند؟

گفتند: نمی خواهم که بیایند همه

چون آن همه ای که تا امروز نبودند فردا هم نمی مانند. ما می خواهیم راهی را برویم با این فرض حتی که هیچ کاری ازمان بر نیاید.

دوستان مراقب باشیم که کم حوصلگی و بی قراریمان برای کارهای ضربتی اما کم بنیه و بی اثر

ما را از نشستن پشت سنگرها و تنگه ها باز نکند.

و اما دوستان پایدار در مسیر: نگذارید غرق شدن در کلاسها و کتابها شما را از عملیات و آگاهی بخشی به این به این مردم باز کند و در حالی که دشمن همه جا را دارد اشغال می کند، شما ها وقتی برای کار کردن برای نجات مردم نداشته باشید.

سید الشهدا علیه السلام فرمودند: برسید به داد یتیمان شیعه، آنهایی که از درک معارف ما محروم مانده اند. (این حدود محتوای کلام ایشان است، کمک کنید دقیق مطلب را پیدا کنیم. منیع این مطلب در سخنرانی استاد ازغدی است با عنوان تشیع انگلیسی)

اردوی مشهد را هم اعلام عمومی نکردند

که نمی توانستند بکنند و قرار هم نبوده

نمیگویم اگر من دارم می روم کاری کرده ام که نه گاهی هم اشتباهی می شود.

اما همین اشتباهی رفتن هم شاید نتیجه ماندن تا امروز باشد بلکه امام خودشان عنایتی بکنند و دستهای بی رمقی را بگیرند.

بگذاریم این نسیم حیات بخش قرآنی که همه را دارد با خودش می برد و خودش یاد می دهد و خودش بزرگ می کند و خودش توان می دهد... ما را هم با خودش ببرد.

عمرمان دارد تمام می شود.

 

/ 4 نظر / 14 بازدید
تبادل لینک رایگان

دایرکتوری تبادل لینک Linc.ir - جایی برای معرفی وبلاگ و وبسایت شما www.linc.ir

آزاده

سلام. مثل هميشه بر دل نشست

سارا

من خوشرفتارررررم واقعا مدرسه عالیه من الان هشتمم عاشق خانم بحرینی هستم[گل][قلب][تایید][اوغ][ماچ][لبخند][زبان]

سارا

و همچنین ابو ترابی و الان سال 93 هستش[ماچ]